تبلیغات
آرزوها - اولین روز بارانی...


آرزوها




اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و به شالاپ شلوپ‌های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟
پیش‌بینی‌اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی می‌کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود

سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد

و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین‌های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم

امروز گفتی

فردا دیگر برای قدم زدن نمی‌آیم.
تنها برو!


نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت 1392 ساعت 07:09 ب.ظ توسط یاسمن ... |نظرات


آخرین مطالب
» خدای من...
» دلم فقط ...
» هیچ....
» شاید یه كسی شب ها
» من دختری هستم
» دوست مجازی
» دیروز دیدمت...
» خداوندا کاری کرده ام....!
» اون منم
» دستتو بذار رو قلبم...
» من بی تو
» یک زن ....
» محبت ....
» محبت ....
» باش!
» دوست قدیمی
» بـایـد کسی را پـیـدا کـنـم
» כلـــــتنگــﮯ
» ما برنده ایم
» ایده ال
» خودِ خودِ زندگـــــــی...
» نـَزدیڪــﮯهـا
» ع … ا … ش … ق … م … !
» تکه تکه کردن قلبم
» در انتظار چیستی؟؟
» بازی تمام شد...
» ...
» امیــــــــدِ واهی
» ...
» تـو فقـط بـیــآ . . .

Design By : RoozGozar.com